دیروز

به نام "او"

ای کاش 25 آذر پنج شنبه بود...

ای کاش هوا کمی آفتابی می شد!

ای کاش حجم وقت دو برابر می شد

ای کاش همراه بادهای پاییزی به کافه ام می آمدی ،

می نشستی گرم از سوزِ زمستانِ فراق می گفتی.

ای کاش در میان خلوت اشیا ، در میان سکوت سنگین درختان 

صدایت خواب را بر همه عشاق حرام می کرد

ای کاش می شد فهمید که از کدام شاخه حیات باید گریخت

ای کاش می شد از بوی نهال زنده شد

ای کاش دیروز وقتی که توپ را شوت کردم به گل می نشست

ای کاش دیروز روی پله ها وقتی که پاهایم گرفت ، پرواز می کردم

ای کاش دیروز تعطیل بود ... به دلیل بارش برف تنهایی ...

ای کاش دیروز لااقل باران میبارید و سیل اشک شهر را به تعطیلی می کشاند ...

ای کاش دیروز ، امروز بود !

ای کاش زیبا بود ...

اما با این همه چون "او" بود همه چیز زیبا شد ،

همه چیز جان گرفت ، خستگی از کار افتاد !

"او" ی جاودان من با من بود ، هست ، خواهد بود ...

"مسافر"

منبع اصلی مطلب : عشق صدای فاصله هاست ...
برچسب ها : دیروز
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : ای کاش امروز...